ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

2256

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

تأليف شيخ است منتشر و آن را دوبار در مصر چاپ كردند ، و در « تاريخ » مرقوم گويد : به آسانى پيداست كه مؤلف آن سالها در نجف نشيمن داشته و شيخ هيچ‌گاه بنجف نرفته ! « 1 » .

--> ( 1 ) « رياض خزعليه » به زبان عربى و كتاب مفيدى است در دو جلد ، جلد اول نسخه ما داراى 6 صفحه سرآغاز و 327 ص متن و 8 ص فهرست ، و جلد 2 در 403 ص متن و 9 ص فهرست ، و هر دو در 1318 و 19 قمرى تأليف و در 21 در دو مطبعه هنديه و عموميهء قاهره بچاپ رسيده ، و شخصى كه خود را متصدى امور طبع و تصحيح معرفى نموده عبد المجيد بهبهانى بصرى ايرانى است كه از برخى مواضع كتاب ( مانند حاشيه ص 271 ج 2 ) معلوم مىشود اين شخص خود مؤلف حقيقى آن است ، و زركلى نيز در « الاعلام 2 : 305 ط 8 جلدى » همين نظر را دارد ، لكن مرحوم صاحب « الذريعة » فرمايد كتاب تأليف شيخ محمد بن شيخ عيسى نجفى و به ترتيب فاضل اديب شيخ عبد المجيد بصرى . . . است ، و اللّه العالم . ناگفته نماند كه زركلى در شرح‌حالى كه براى خزعل با ذكر مآخذى نوشته است مطالب متن را تأييد و درباره جنازه شيخ گويد كه پس از مدتى آن را از طهران بنجف اشرف منتقل و در وادى السلام دفن كردند . بامداد نيز در « تاريخ رجال ايران 1 : 476 » شرح حال دوصفحه‌ئى براى شيخ خزعل ترتيب داده است . ديگر مطلب اينكه در « روزنامه اطلاعات : ش 14278 ص 6 صادره 4 شنبه 21 / 9 / 52 مط 16 قعده 93 » بمصلحت وقت نامه‌ئى از عبد الامير خزعل فرزند شيخ خزعل در تعريف و تمجيد و ايرانى بودن پدر و نياكانش و هم پاسخ بمقاله « چيزى در تاريخ بغداد » مندرج در همان روزنامه « ش 14271 سه‌شنبه 13 / 9 » چاپ شده است ، طالبان عزيز خود بدانجاها و به « جامع الانساب 1 : 127 » تأليف اينجانب و ايضا به دو كتاب « زندگانى احمد شاه » مكى و « در راه سلطنت رضا شاه » صفوى رجوع فرمايند . منبع اخير در چاپ دوم بنام « اسرار سقوط احمد شاه » از طرف ناشر تغيير يافته ، و تازه‌ترين مرجع ارزشمندى كه در اين زمينه منتشر گرديده و نامه‌ئى از سيد حسن مدرس وكيل مشروطه خواه مجلس را بخزعل ( در ص 174 ) دارد ، كتاب مفصلى است كه عنوانش چنين است : « شيخ خزعل و پادشاهى رضا خان . خاطرات سياسى سرپرسى لورين ، وزير مختار انگليس در ايران . ترجمه محمد رفيعى مهرآبادى » چاپ تهران 1363 ش 293 ص ، و السلام . م . عفى عنه .